هم آوا

هم آوا
همه چیز ، همه کس و همه جا
محبوب ترین ها

سلام.

شاید از نگاه بسیاری پیدا کردن یک دوست خوب بسیار سخت باشد ولی اگر با دقت به ندگی اجتماعی خود نگاه کنیم پیدا کردن یک دوست خوب آسان ترین کار می باشد چرا که تمام افرادی که ما با آن ها رفت و آمد داریم و رابطه برقرار می کنیم در پی دوست خوب هستند ولی همانند ما فکر می کنند که چنین دوست خوبی که با اخلاق آن ها هم خوانی داشته باشد پیدا نمی کند.

ابتدا باید خوب دید. همانند ما بسیاری در پی یافتن دوست خوب هستند. پس دست خود را دراز کنید . با به دیگران کمک کرد. دست دیگران را گرفت.  باید گوشه ای از مشکلات دیگران را حل کرد. می بایست با سرعت تا آن جا که می توانین نیازهای دیگران را برطرف کنیم. بدی ها را اگر ناهنجاری به وجود نمی آورند تبدیل به خوبی کنیم. باید های زیادی هستند که به سادگی از کنار آن ها می گذریم چون  در بلند پروازی های خود انتظار داریم دوست ما بسیار آرمانی باشد اگر چه خودمان از  انتظار و آرمان بسیار دور هستیم.

ادامه دارد........

برچسب ها: دوستی. دوست یابی,
[ پنجشنبه 8 خرداد 1393 ] [ 15:00 ] [ حسین احمدی ]

پاسخ دوم

به این جمله ها چقدر اعتماد دارید؟ آیا درست می باشند؟

علم ، علم می آورد.

تنبلی ، تنبلی می آورد.

زشتی ، زشتی می آورد.

زیبایی، زیبایی می آورد.

پول، پول می آورد.

ثروت، ثروت می آورد.

دارایی ، دارایی می آورد!

ذهن ثروت مند، ثروت می آورد!!!!!

برچسب ها: پول دارشدن. ثروت مند شدن. ذهن پول دار. پول دار خوش فکر,
[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 13:05 ] [ حسین احمدی ]

پاسخ یک

وقتی که با یک ثروت مند روبرو می شوید چه حسی نسبت بهش دارید؟ عشق، دوستی یا تنفر ..............

رابطه یا فرار ؟ 

برچسب ها: پول. ثروت. دارایی. متومل شدن. خرپول شدن.,
[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 12:36 ] [ حسین احمدی ]

سلام.

با مقداری سیب که گاهی وقت ها بی خیال از کنار آن ها می گذریم می توانیم یک مربای خوشمزه درست کنیم. این سرآغاز پول دار شدن شما می باشد. اگر به اندازه ی کافی سیب در خانه ندارید. زود به بازار میوه و تربار بروید. این روزها سیب مناسب که بتوان با آن یک مربای خوشمزه درست کرد کیلویی هزار تومان پیدا می شود اگر کسی بخواهد بیش تر بخرد که خیلی ارزان تر پایش می افتد. بهتر است فرصت از دست ندهید.

سیب و شکر و گلاب برای مربا کردن کافیست . اگر خواستید چیزهای دیگر هم برای خوش مزه کردن بیش تر به آن اضافه کنید. باید سیب ها را پوشت کرد و پخت آب شکر خوبی درست به آن اضافه کرد و بعد از گلاب به آن اضافه کنید و بعد داخل ظرف بریزید. بعد از تجربه ی اولیه می توانید کم کم به تولید انبوع برسید. فرصت را از دست ندهید با چند نفر قرار داد ببندید. از هیچ چیز نترسید. شما پول دار خواهید شد. زیبا

برچسب ها: پول. ثروت. دارایی. متومل شدن. خرپول شدن. ,
[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 12:30 ] [ حسین احمدی ]

سلام .

این که برخی پول دار می شوند و برخی هرگز دستشان پول نمی رسد مربوط به ذهن آدم ها می باشد . پیش از آن که من پاسخ شما را بدهم با خودتان بیندیشید که چگونه ذهن در پول دار شدن یا نشدن با انسان همکاری می کند!!!

برچسب ها: پول دارشدن. ثروت مند شدن. ذهن پول دار. پول دار خوش فکر,
[ چهارشنبه 31 ارديبهشت 1393 ] [ 13:43 ] [ حسین احمدی ]

سلام. نیازی نیست که آدم برود در به در تو خیابان مغازه ای اجاره کند و یا بخرد تا خیاطی راه بیندازد و جواب هزاران نفر بدهد که می خواهد پول دار شود. یک چرخ خیاطی مناسب تهیه کند داخل خانه شروع به خیاطی کند بدون این که بخواهد از کسی سفارش بگیرد. روی یک مدل لباس کار کند تا مهارت عالی کسب کند وقتی به تولید انبوع رسید می تواند با چند مغازه و فروشگاه و نمایندگی پخش و توزیع قرار داد ببندد و هر چه تولید کرده به راحتی بفروشد. بعد کم کم جا می افتد و در خانه اش می تواند به پول هنگفتی برسد. همین حالا از طریق اینترنت یا ... چرخ و پارچه های مناسب خود را انتخاب کنید. راه پول دار شدن شما از همین لحظه باز شده است است. گام..............

برچسب ها: ثروتمند شدن,
[ چهارشنبه 31 ارديبهشت 1393 ] [ 13:33 ] [ حسین احمدی ]

درود بر شما دوست گرامی

بسیاری هنوز فکر می کنند تنها راه پول دار شدن آن هم در سطح خیلی زیاد رفتن به سراغ بورس و ساخت و ساز یا کارخانه زدن می باشد در صورتی با یک ایده ی کوچک و از نگاه بسیاری خنده دار می توان به پول هنگفتی رسید اگر مقداری صبر و ابتکار داشته باشید.

همین الان بدون از دست دادن وقت و بدون این که به چیزهای دیگر فکر کنید با مقدار پولی که می توانید خرج کنید به بازار بروید. مقداری هویچ، بادمجان، خیار سبز، گل کلم ، سیر ، سرکه و... بخرید و با خود به خانه بیاورید. آن ها را در اندازه های های مناسب خرد کنید. درون ظرفی بریزید. بر رویشان مقدار کافی سرکه، نمک، فلفل و ادویه بریزید. در ظرف را بگذارید. یکی دو هفته بعد شامل صاحب مقداری ترشی شده اید که خیلی هم خوشمزه و بهداشتی می باشد. حال اگر این ترشی ها را در شیشه های مخصوص بریزید که بهداشت آن ها را تایید کند می توانید با چاپ برچسب مخصوص خود و چیزهایی که بر روی آن ها نوشته می شود صاحب ترشی استاندارد برای فروش شوید. با چند فروشگاه کوچک و بزرگ قرار داد ببندید تا ترشی ها شما بخرند. پس از مدتی شما صاحب مقداری پول شده اید و این کار را می توانید در اندازه و مقدار بیش تر تولید کنید و صاحب پول بیش تر شوید.

برای پول دار شدن از خانه ی خود شروع کنید. نیازی نیست هر روز صبح وارد خیابان های شلوغ شوید و از هوای آلوده و گرما و سرما اذیت ببشوید تا مقداری پول به دست بیاورید. شما می توانید انواع ترشی ها با انواع بسته بندی تولید کنید بدون این که مشکل کارخانه یا کارگاه داشته باشید. روش تولید انواع ترشی ر کتاب های آشپزی ، اینترنت ، تلویزیون و انواع نشریات هست فقط کافیست همین الان دست به کار شوید.

برچسب ها: پول دار شدن,
[ دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 ] [ 16:03 ] [ حسین احمدی ]

بهترین راه ثروت مند شدن کدام است؟

این پرسش به هر روشی که گفته شود و از هر کجا که نشات گرفته شود می خواهد راه پول دار شدن را به شما نشان دهد! با ما همراه شوید. سوال

برچسب ها: پول دار شدن,
[ دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 ] [ 15:11 ] [ حسین احمدی ]

درود.

سال نو مبارک

این مبارک گفتن ها همیشه هست اما به خوبی به آن ها توجه نمی کنیم چرا که برایمان یک چیزی عادی شده است. برای خرید یک شلوار ، پیراهین، ماشین یا هر چیز دیگر مبارک می گوییم و منتظریم تا دیگران نیز مبارک بگویند ولی این بار فرق می کند. 

وقتی بهار می رسد و سال نو می شود انسان به همراه طبیعت دگرگون می شود به همین دلیل این مهم ترین تبریکی می باشد که به هر انسانی می توان گفت. همانند درختان جوانه می زند. سر سبز می شود. طبیعت به سویش می آید. بوی خوش می دهد. رودها به خاطر او سرازی می شوند.  پروانه برای او می رقصد.  زمین شروع به رویش می کند. همه چیز در دگرگونی می باشد پس انسان نیز از ویژگی جدا نیست و نمی تواند باشد که باید به او مبارک گفت. هر سال که نخستین روز بهار می رسد و سال بنای جدید شدن خود را می گذارد  انسان پوستی جدید به خود می گیرد. رشد می کند. شاخه می زند و خودش را برای میوه دادن آماده می کند پس او باید و همه باید از درون نیز دگرگون شوند که زمین و طبیعت از درون دگرگون می شوند و. رویش آغاز می شود. این همان آغاز برای یک انسان کامل شدن می باشد.

برچسب ها: ,
[ شنبه 2 فروردين 1393 ] [ 13:13 ] [ حسین احمدی ]

از روزگاران گذشته گفته اند که کار را به کار دان بسپارید. به نظر شما در این سرزمین چه افرادی سر جای خودشان نیستند؟ چه کسانی کاری بر عهده گرفته اند که شایسته ی آن نیستند؟  چرا برخی فکر می کنند تمام حرف ها و کارهایشان درست می باشد؟ چرا بسیاری جرات حرف زدن ندارند اما بسیاری هر سخنی که بر زبانشان می آید می گویند؟ چه کسانی را باید به زیر کشید تا افرادی که حقشان می باشد و شایسته هستند به جایشان نشاند ؟

برچسب ها: ,
[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 11:40 ] [ حسین احمدی ]

از روزگاران گذشته گفته اند که کار را به کار دان بسپارید. به نظر شما در این سرزمین چه افرادی سر جای خودشان نیستند؟ چه کسانی کاری بر عهده گرفته اند که شایسته ی آن نیستند؟  چرا برخی فکر می کنند تمام حرف ها و کارهایشان درست می باشد؟ چرا بسیاری جرات حرف زدن ندارند اما بسیاری هر سخنی که بر زبانشان می آید می گویند؟ چه کسانی را باید به زیر کشید تا افرادی که حقشان می باشد و شایسته هستند به جایشان نشاند ؟

برچسب ها: ,
[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 11:40 ] [ حسین احمدی ]

سال 1393

حرص

بداخلاقی

ایمان

ورزش

بدبختی

ارزانی

گرانی

دزدی

مهربانی

دروغ

نیرنگ

دوستی

زیر شلاق

فحشا

عفت

عصمت

پول

وام

درد کمر

خوردن

شکست

له شدن

قله

پرواز با بال دیگران

پریدن بر روی سنگ

تیغ های مخفی

امدادهای غیبی

بوسه های ....

لباس

حکومت نظامی

آش پزی

ازدواج اجباری

دست درازی

مردم آزاری

کمک کردن

عشق

.............

رفتن به بازار

برق برق برق

حمله به اتوبوس

بدون خطر به دیگران بوس دادن

منتظر پول های دولت

سبد بدون کالا

وام با سود 30 درصد

مرگ همسایه

مرز خیانت

جنایت های خودمانی

گل های باغچه

خیابانی پر از درخت

هر کس از راه می رسد

برنده یک دستگاه ماشین

صد سکه پنج هزار ریالی

یخچال پر از میوه

بارندگی  و خندیدن

گل های آفتاب گردان

مادر بزرگ شدن

دختر همسایه

پرندگان زیبا

آواز هزار

شیرینی فروشی

...................

برچسب ها: ,
[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 11:31 ] [ حسین احمدی ]

يك تصادف كوچك ( 15/5/1387)

خاموش روشن! تاريك روشن! سياه سفيد !

صداي برخورد دلخراشي مغزها را خاموش و چشم ها را متوجه به خود مي كند .گوش ها در پي جستجوی صدایی که شنیده می شود و پس از آن دیگر چیزی دیده نمی شود.  دست برای گرفتن پایه ای محکم که تعادل نخستین را به وجود آورد. چشم و گوش ها ميان تاريكي  و روشنايي به جست و جو مي پردازند . عقل خاموش مي شود  و در تلاش براي پیدا کردن روشنایی مي باشد که چه حادثه ای رخ داده است.  همه جا سياهي فرا مي گيرد. گرد و غباری در فضا منعکس می شود. برخی عطسه می کنند و برخی سرفه. عده ای نیز آهی بلند می کشند و لباس خود را تمیز می کنند تا اگر چیزی بر آن نشسته باشد را پاک کنند. بسیاری نیز بی خیال از آن جا می گذرند. مثل همیشه. انگار که هیچ حادثه ای رخ نداده است.

شايد لحظه اي آرامش نياز باشد تا روشنایی و آن گاه واقعیت همه جا را  فرا بگيرد. همه منتظر آن لحظه هستند. هیچ کس کاری نمی کند. همه می خواهند زودتر بدانند که چه روی داده است. تا فرو نشستن گرد و خاک مدتی نه چندان طولانی می گذرد و حوصله ها را سر می برد. این هم می تواند برای مدتی عده ای را سر گرم کند.

 يك تصادف . یک برخورد. یک حادثه. این که چیزی نیست. هر روز از این چیزها رخ می دهد. به جاي كمك كردن هر كس نظري مي دهد. بسياري نيز بي خيال بي توجه از آن چه رخ داده از آن جا مي گذرند . انگار كه آرزويي بيهوده از ذهن يك ابله گذشته باشد. یکی داد می زند که " کمک! کمک! کمک کنید. به کمکتان نیاز داریم. " هیچ کس متوجه منظور او می شود. یک تصادف کوچک که این همه داد و بیداد نیاز ندارد. دوباره داد می زند. " کمک. دارند می میرند! دارند می سوزند. در میانشان بچه هست. زن و کودک می باشد" می خواهد گریه کند. اشک از چشمانش بیرون آمده اما کسی نمی بیند. او هم یک غریبه است!

   چشم ها در شگفتي ! يك نفر در ميان گرد وخاك بر پاخاسته و يا ناخواسته براي بسياري ، تند و بي پروا گم مي شود. شايد روشنایي  و سفيدي مرگ به همراه بياورد. مگر مي توان دست روي دست گذاشت و انتظار كشيد. در این زمان . در این جا که مکان تصادف می باشد، انتظار کشیدن بیهوده ترین کار می باشد. مردمی دیده می شوند که همه کار بیهوده ای می کنند به غیر از کمک کردن که یک نفر این کار را می کرد ! با مشت های پر از خاک  پشت سر هم بر سر خود می زد. می گفت " کمک! کمک !" کسی نبود که کمک کند. همه نگاه می کردند!

از میان گرد و خاک نمایان می شود. گرد و خاکی که بوی مرگ می دهد. بوی سوختن که هنگام عبور از کنار کبابی چنین حسی به تو دست می دهد " این جا می توان شکمی را از عزا درآورد. "

  مرد  با سرعت بيرون مي آيد . می گوید. در حالی که نفسش دارد از شمردن می افتد. « چند نفر بيايند . بايد مجروحان را بيرون كشيد . زن و بچه هم هست! اگر کسی کمک نکند هیچ کس سالم نمی ماند.  همه می سوزند!» دوباره بر مي گردد . کسی متوجه نمی شود. هيچ كس به كمك نمي رود . هيچ كس از جايش تكان نمي خورد. بسياري از آن جا مي روند. مگر آتش سوزی هست که بسوزند. ماشین آتش نشانی می رسد!

چند نفر دوربین هایشان را بیرون آورده اند . عکس می گیرند. فیلم برداری می کنند. یک نفر هم  با گوشی آن چه را که می بیند گزارش می کند! صحنه ها هر لحظه دلخراش تر می شوند. گرد و غبار هر لحظه کم تر می شود. حالا چشم به خوبی می بیند و گوش ها هر صدایی را می شنود. اما کسی گوش نمی کند. هیچ کس نمی خواهد به درستی ببیند. کسی نیست که یک لحظه دلش نرم شود. شاید همه در مقابل پرده ی سنما ایستاده اند. از این فیلم ها زیاد دیده اند. این فیلم نیز تمام خواهد شد!

 مرد در حالی که بچه اي بر روی دستانش قرار دارد از میان تاریک و روشن تصادف بيرن مي آيد. شايد تنها اين سالم باشد یا نه ! هيچ معلوم نيست ! مهم نیست! همه اش یک بچه است! اگر عمرش به این دنیا باشد زنده می ماند. چند نفر می روند. چند نفر دیگر از راه می رسند. هر کس چیزی می گوید. تماشاگران هر لحظه بیش تر می شوند! مسابقه ی خوبی است. عجب صحنه ایست!

مرد بچه را با فاصله از صحنه ی تصاف بر روي زمين مي گذارد  و دوباره بر مي گردد. اما پیش از آن که از آن جا دور شود نگاهی معنا دار به آن می اندازد. سرش را به نشانه ی افسوس تکان می دهد!  چند نفر بالای سرش می روند. عکس می گیرند. فیلم برداری می کنند. بچه تکان نمی خورد. رنگش تغییر کرده است. سوخته است. آرام است. دم و بازدمی ندارد. لباسش خونی شده است. لباسی در بدن ندارد. همه اش یک بچه است!

 فضا كم كم روشن مي شود . آن قدر روشن که همه مطمئن می شوند روز است ! گرد و خاك مي خوابد . صحنه تصادف بسيار دل خراش نشان مي دهد . عده اي هجوم مي برند . بسیاری نیز از آن جا دور می شوند. به ما ربطی ندارد. پليس از راه مي رسد . دنبال شماره ی ماشین است! گواهینامه ای در کار نیست! ماشین کارت ندارد. از بنزین مجانی استفاده کرده اند. سهمیه ی بنزین شان خیلی زود سوخت!

صداي آژير آمبولانس شنيده مي شود که در حال نزديك شدن است. همیشه صدایش زودتر از خودش می آید. این همان معنای مرگ است ! اگر کمی زودتر می آمد. او هم نمی تواند زودتر از وظیفه اش در محل حاضر شود. باید چند بار خبرش بدهند

همه نااميد آه و ناله سر مي دهند .  اشك در چشم هاي مرد حلقه مي زند . به گوشه اي مي رود . خود را روي زمين مي اندازد. به صحنه نگاه مي كند . به بچه نگاه مي كند . تكان نمي خورد. همه بايد بيمرند. مشتي خاك بر مي دارد. از جايش بلند مي شود . آن را به سوي صحنه ي صادف پرتاب مي كند . در جهت مخالف مي رود. بوي دود فضا را پر کرده است!  

دو تا ماشین سوخته دیده می شود که دارند از میان آن ها جسد های چند نفر را بیرون می آورند. جسد ها را یکی یکی در کنار هم بر روی زمین می گذارند. به درستی مشخص نیست که زن یا مرد هستند. اما همه مطمئن هستند که انسانند. چند تا انسان سوخته و شبیه به هم شده اند. مرگ انسان ها را  شبیه به هم می کند

همه اش یک اندازه اند. از بس سوخته اند چیزی ازشان نمانده است که از ظاهر بتوان تشخیص داد جسد مرد یا زن یا بچه اند. چه فرقی می کند. چند تا انسان سوخته است و مانند هم شده اند

چند نفر داشتند گریه می کردند. آمبولانس رسید. آتش نشانی هم رسید. مغازه دارهای اطراف و شرکت ها کارشان را تعطیل کردند و دور صحنه جمع شدند. هر کس چیزی می گفت . همه نظر می دادند!

بقالی می گفت " جناب سروان من خودم اول از همه دیدم. داشتم مشتری راه می انداختم که یک مرتبه دیدم دو تا ماشین بهم برخورد کردند. گرد و خاک همه جا را گرفت. بعدش دود بود. "

سروان نگاهی بهش می اندازد. بقال چیزی نمی گوید. یکی از کارمند های بانک که با نفس نفس زدن خودش را رسانده بود گفت " عجب تصادفی بود. بد جوری بهم برخورد کردند !" کمی که نزدیک تر می آید . سروان به جسدها اشاره می کند. کارمند ساکت می شود.

همه با هم حرف می زنند. داستان را برای هم تعریف می کنند. همه می گویند ما دیدیم. من اول دیدم. در دو متری من بود. اگر یک ذره جلوتر بودم من هم الان در میان این جسدها بودم. من هم دیدم یک مرتبه دود همه جا را گرفت.

در میان این هیاهو یک نفر داشت جسد ها را می شمرد . بلند گفت " جسد ها ده تاست" آن یکی گفت " نه! من خودم شمردم یازده تا ست"  یکی از بلند تر گفت " آن بچه که آن جا گذاشته اند یادتان رفت شمارش کنید "

مردی که جسد بچه را بیرون آورده بود به جمعیت نزدیک می شود می گوید " جسدها همه اش یکیست! " آب دهانش را به سوی جمعیت پرتاب می کند و می رود!

 

برچسب ها: ,
[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 11:17 ] [ حسین احمدی ]

این کار انسان های ناتوان است که  برای بالا بردن خود دیگران را به زیر می کشد. هر کس هنری دارد می بایست آن را نشان دهد تا دیگران داوری کنند. خرد در میان همه می باشد.

برچسب ها: ,
[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 11:14 ] [ حسین احمدی ]

کدام شخصیت تاثیر بیشتری بر روی زندگی شما گذاشته است یا دوست دارید همانند کدام شخصیت شوید؟

1. پیامبر و امام

2. رهبران جهان

3. نویسندگان

4. سیاستمداران

5. ورزشکاران

6. معلمان

7. هنرمندان

8. فیلسوفان

10. پزشکان

11. زیست شناسان

12. شمیدان ها

13. فیزیکدانان ها

14. ستاره شناس

15. دزدان و تبهکاران

16. اخلال گران

17. دگرگون کنندگان

.................................................

کدام شخصیت همیشه صفحه ی اول ذهن شما را مشغول می کند و بیش تر وقت ها با او هستید یا این که او به سراغ شما می آید ؟



برچسب ها: ,
[ پنجشنبه 12 دی 1392 ] [ 15:12 ] [ حسین احمدی ]

برای آن که خوب پخته شوید ،هنگام عصبانیت نباید به راحتی از کوره در روید!

برچسب ها: ,
[ چهارشنبه 11 دی 1392 ] [ 14:51 ] [ حسین احمدی ]

تخصص بی تعهد همانند دین بی خدا است. انسان امروز از ریاکاری خودش رنج می برد. مسلمان امروز  از مذهبی بودن خشک و خالی اش  زجر می کشد ولی نمی خواهد قبول کند که  این همه گرفتاری در دین فقط به خاطر  این است که مذهب خود را همانند یک تیم ورزشی می داند که باید به هر طریق ممکن  برنده شود حتی به قیمت  جان و مال و ناموس دیگران ! چه بسیارند کسانی که نماز می خوانند  همانند کسانی که غذا را با ولع می خورند و  پس از آن دیگر هیچ!  هیچ !هیچ!

برچسب ها: ,
[ شنبه 7 دی 1392 ] [ 0:30 ] [ حسین احمدی ]

 به وبلاگ  arefan59.نام غیر مجاز  رجوع کنید

برچسب ها: ,
[ دوشنبه 2 دی 1392 ] [ 12:38 ] [ حسین احمدی ]

کتاب را با دقت بخوانید ! ازکنار هیچ نکته ای به راحتی عبور نکنید.

برچسب ها: ,
[ دوشنبه 2 دی 1392 ] [ 12:35 ] [ حسین احمدی ]

بیش تر سوالات به صورت جا خالی و چند گزینه ای می آید

برچسب ها: ,
[ دوشنبه 2 دی 1392 ] [ 12:33 ] [ حسین احمدی ]
درباره سایت

همه می توانند به نوعی از آن برداشت کنند.
برچسب‌ها وب
سایت
امکانات وب
نام کاربردي :
رمز عبور :

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته گذشته : 1
بازدید ماه گذشته : 10
بازدید سال گذشته : 156
کل بازدید : 582
تعداد کل مطالب : 47
تعداد کل نظرات : 40
ورودی گوگل امروز : 0 نفر
ورودی گوگل کل : 8 نفر